مؤلف مجهول
111
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
نموده به آستان عالىنشان فرستادند . چنانچه كه بعد از رسيدن عرضهچى مضمون مندرجه عرضهء ميران ، مفهوم جنابعالى گرديد . بعد از آن فرمان لازم الاذعان نفاذ يافته ، فرمايش همايون شد كه واقعا اگر از آنجانب خاطرجمعى تمامشده باشد ، بايد كه به رسيدن مباركنامهء عالى همهء قصبات و قلاع شغنان و چترار و روستاق و بدخشان و كولاب را مفوض به رأى محمد مراد خان قندوزى كرده ، همهء ميران مع عساكر گردون مآثر به وطن خودها مراجعت نمايند چنانچه كه بعد از رسيدن مباركنامهء عالى حسب الفرمايش همايون صاحبقرانى از ولايت تاشقورغان تا به سرحد چترار و شغنان به محمد مراد خان تفويض نموده ، خان جلالتنشان را در آن حدود سرآمد و صاحب اختيار گردانيده ، همه ميران مذكورين مراجعت نموده مىآمدند . در اين اثنا اتفاقا از تقاضاى قضا و قدر ازلى دوست محمد خان كابلى مع سيصد نفر ملازم و اولاد و اتباع خود از جانب ولايت كابل ارادهء جانب كهستان نموده به صد كلفت و مشقت از عقبهء كوه باميان گذشته ، قريب به ولايت تاشقورغان رسيده بود كه در حين بازگشت قوشون ظفر مشحون ، به ميران سربه سر افتاده ملاقى شده ، كيفيت واقعات گذشته جانب هندوستان را بدين طريقه ادا نموده ، گفت كه در اين سال لشكرى از حد قياس و از اندازه بيرون از جانب فرنگ خروج نموده آمده سراپاى هندوستان تا لاهور و پشاور را گرفته در بالاى ولايت كابل اراده نموده بود كه قبل از آمدن لشكر فرنگى به ملاحظه دريافتم كه بدان لشكر بيكران مقاومت نمودن و مقابله شدن از عقل عاقبتانديش انسانى دور مىنمايد . لاجرم پناه به ظلّ عاطفت حمايت پادشاهى كرده مع اولاد و اتباع خود ارادهء اينجانب نموده ، آمديم فى الفور سردار لشكر عبد الكريم توقسابه نيكسير ، به اتفاق ميران سرور ، كوايف اخبارات آمدن دوست محمد خان كابلى را به جنابعالى عرضه داشت نموده ، فرستادند به مباركنامهء همايون فرمايش عالى شد كه چنين باشد . دوست محمد خان را مع اتباع آن روانهء اينجانب نمايند . بعد از رسيدن مباركنامهء عالى حسب الفرمايش همايون سردار لشكر عبد الكريم توقسابه سرور به شاه كابل آدم همراه كرده ، آن جماعت را يك منزل از خود پيشتر روانه